عنوان خبرضرب المثلها(قوزبالاقوز)
(شاخه: داستان)
ارسال شده توسط hesami
شنبه 8 مرداد 1390 - 12:21:52


ضرب المثلها جملات کوتاهی است که دربین مردم بسیار رایج است وگاهی برای بیان مطالبی بسیارزیاد بابکاربردن این ضرب المثلهامفهوم مطلب خودرابهتربیان می نمایند.
بسیاری ازضرب المثلها را بکارمی بریم اما ازمنشا پیدایش آنها هیچ اطلاعی نداریم اینکه ازکجا وچگونه این ضرب المثل بوجودآمده وورد زبان ماگشته است.
ازجمله این ضرب المثلها ضرب المثل  (((قوزبالای قوز))) است.




هنگامی كه یك نفر گرفتار مصیبتی شده و روی ندانم كاری مصیبت تازه ای هم برای خودش فراهم می كند این مثل را می گویند.


معروف است شخصی قوزی درپشتش داشت که بسیاراورا ازار میدادوخیلی هم غصه می خورد كه چرا قوز دارد؟ یك شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال كرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر تون حمام كه رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بینه كه داشت لخت می شد حمامی را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بینه نشسته. وارد گرم خانه كه شد دید جماعتی بزن و بكوب دارند و مثل اینكه عروسی داشته باشند می زنند و می رقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی كردن.

درضمن اینكه می رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید كه آنها از ما بهتران (اصطلاحا جن ) هستند. اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد.


از ما بهتران هم كه داشتند می زدند و می رقصیدند فهمیدند كه او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و به عنوان پاداش قوزش را برداشتند. فردا رفیقش كه او هم قوزی بود از او پرسید : «تو چكار كردی كه قوزت صاف شد؟» او هم ماجرای آن شب را تعریف كرد. چند شب بعد رفیقش رفت حمام. دید باز حضرات آنجا جمع شده اند خیال كرد كه همین كه برقصد از ما بهتران خوششان می آید.


وقتی كه او شروع كرد به رقصیدن و آواز خواندن و خوشحالی كردن، از ما بهتران كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا ی اولی را آوردند گذاشتند بالای قوزش آن وقت بود كه فهمید كار بی مورد كرده، گفت : «ای وای دیدی كه چه به روزم شد، قوزی بالای قوزم شد !»


این بود که ضرب المثل قوز بالای قوز بوجودآمد به قول شاعر:

شبی گوژپشتی به حمام شد                            عروسی جن دید و گلفام شد
برقصید و خندید و خنداندشان                     به شادی به نام نكو خواندشان
ورا جنیان دوست پنداشتند                            زپشت وی آن گوژ برداشتند
دگر گوژپشتی چو این را شنید                         شبی سوی حمام جنی دوید
در آن شب عزیزی زجن مرده بود             كه هریك زاهلش دل افسرده بود
در آن بزم ماتم كه بد جای غم                       نهاد آن نگونبخت شادان قدم
ندانسته رقصید دارای قوز                                 نهادند قوزیش بالای قوز
خردمند هر كار برجا كند                              است آنكه هر كار هر جا كند




این خبر از طرف آموزشها
( http://amozeshha.ir/news.php?extend.91 )


Powered By Persian E107 BY Iranscripts.Com Sponsor : MehrHost.Com